مناسبات - هيئت متوسلين به حضرت قاسم بن الحسن عليهما السلام
   1   2      >

+ آغاز هر کلام

پنجشنبه 16 اسفند 1386 ساعت 9:18 صبح
رحلت copy.jpg

نوشته شده توسط : بچه هاي هيئت

نظرات ديگران [ نظر]


+ پوستر

شنبه 8 دي 1386 ساعت 7:19 صبح

http://www.mobalegh.org/v3/Show.php?Page=Home



http://i18.tinypic.com/6y558h3.jpg



نوشته شده توسط : بچه هاي هيئت

نظرات ديگران [ نظر]


+ عيد غدير مبارک

شنبه 8 دي 1386 ساعت 12:0 صبح

عيد سعيد غدير خم



 


واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست که در کنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يک سرزمين نيست. يک تفکر است، نشانه و رمزى است که از تداوم خط نبوّت حکايت مى کند. غدير نقطه تلاقى کاروان رسالت با طلايه داران امامت است.


مولودي HYPERLINK "Molodi.rm"


 


آرى غدير يک سرزمين نيست، چشمه اى است که تا پايان هستى مى جوشد، کوثرى است که فنا برنمى دارد، افقى است بى کرانه و خورشيدى است عالمتاب.


و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت شناخته شد. روز نعمت، روز شکرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريک و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تکميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى که پيروان واقعى مکتب حياتبخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريک مى گويند.


امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم. سوره مائده آيه 3.


داستان غدير خم


سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي که تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي کردند تا اين که به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند.


نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود که ناگهان پيک وحي بر رسول خدا صلي الله عليه و آله نازل شد و از جانب خدا پيام آورده که: «اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين نکني رسالت او را ابلاغ نکرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد کرد» پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم کردند. ابتدا خداي را سپاس فرموده و از بديهاي نفس اماره به او پناه جست و فرمود: اي مردم بزودي من از ميان شما رخت بر مي بندم، آنگاه مي افزايد چه کسي بر مومنين در ارزيابي مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه يک سخن مي گويند خدا و پيامبر داناترند.


رسول گرامي مي فرمايد: آيا من به شما از خودتان اولي و سزاوارتر نيستم و همگان يک صدا جواب مي دهند که چرا چنين است. آنگاه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم يکي ثقل اکبر که کتاب خداست و ديگري ثقل اصغر که اهل بيت منند. مردم، بر آنان پيشي نگيريد و از آنان عقب نمانيد. آنگاه دست علي (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد که همگان او را در کنار رسول خدا ديدند و شناختند. سپس فرمود: خداوند مولاي من و من مولاي مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم هر کس که من مولا و رهبر اويم اين علي هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار تکرار کرد و چنين ادامه داد: پروردگارا، دوستان علي را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدايا علي را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران اين خبر را به غايبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقي بود که دوباره آهنگ روح بخش وحي گوش جان محمد صلي الله عليه و آله را نواخت که:‌ «امروز دينتان را برايتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم» و بدين سان علي (ع) از جانب خداوند براي جانشيني پيامبر (ص) برگزيده شد.


سنديت واقعه غدير خم


مرحوم علامه امينى در کتاب الغدير خود نام راويان حديث غدير را به ترتيب زمان زندگى ذکر کـرده اسـت:
در ميان اصحاب رسول خدا (ص ) 110 نفر، در ميان تابعين 84 نفر، در ميان علماى قرن دوم هجرى 56 نفر، در ميان علماى قرن سوم هجرى 92 نفر، در ميان علماى قرن چهارم هجرى 43 نفر، در ميان علماى قرن پنجم هجرى 24 نفر، در ميان علماى قرن ششم هجرى 20 نفر، در ميان علماى قرن هفتم هجرى 21 نفر، در ميان علماى قرن هشتم هجرى 18 نفر، در ميان علماى قرن نهم هجرى 16 نفر، در ميان علماى قرن دهم هجرى 14 نفر، در ميان علماى قرن يازدهم هجرى 12 نفر، در ميان علماى قرن دوازدهم هجرى 13 نفر، در ميان علماى قرن سيزدهم هجرى 12 نفر، در ميان علماى قرن چهاردهم هجرى 19 نفر.


حديث غدير در کتب معتبر اهل سنت از جمله در کتاب «مسند» امام احمد حنبل، در «سنن» ترمذى، «مسند احمد» و در «مستدرک» حافظ ابن عبداللّه حاکم نيشابورى به مضامين مختلف ذکر شده است.


مفهوم عيد


هيجدهم ذي الحجه روز غدير خم را مسلمين خصوصاً شيعيان عيد شمرده اند. لغويون عيد را از مشتقات ماده "ع و د" به معناي بازگشت مي دانند و در نوروز بازگشت حيات را به پيکر سرد گرامي مي دارند، حياتي که در هجوم خزان به سردي مي گرايد و در بيداد سرماي زمستان تا مرز نيستي پيش مي رود تا آنجا که گويي هرگز نبوده است.


در مقام تطبيق اين نکته با موازين مکتبي و مذهبي بايد گفت عيد آدمي بزرگداشت بازگشت حيات معنوي انسان است. در چنين باوري نوروز انسان روزي است که وي به خويشتن باز گردد و گمشده اش را دريابد. مثلاً در ماه مبارک رمضان آدمي بعد از سي روز جهاد و مجاهده با نفس سرکش تمام ناخالصي هاي وجودش را ذوب مي کند تا عبوديت ناب در آن تجلي کند و آنگاه عيد فطر است. پس عيد اسلامي بازگشت حيات است و تعيين آن بر عهده شرع اقدس. غدير بنا بر اين تفسير هر دو شرط را دارد يعني هم بازگشت به خويشتن است و هم از طرف شرع مشخص شده است. غدير بازگشت حيات دوباره اسلام است، علاوه اينکه عيد غدير تشريع هم شده است.


در زير به نمونه هايي از رواياتي که غدير را عيد شمرده اند اشاره مي شود :


فرات بن ابراهيم کوفي از امام صادق عليه السلام نقل مي کند که ايشان به نقل از پيامبر اکرم فرمودند :يوم غدير خم افضل اعياد امتي ؛روز غدير بزرگترين عيد امت من است .حسن بن راشد مي گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم: غير از عيد فطر و قربان براي مسلمانان عيد ديگري هم هست؟ فرمودند: بلي و اين عيد از آن دو عيد ديگر با فضيلت تر است .گفتم کدام روز است ؟فرمود: روز هيجدهم ماه ذي حجه عيد غدير خم .عرض کردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالي انجام دهيم؟ فرمودند: روزه بگيريد بر محمد و آلش صلوات بفرستيد ...... يقين بدانيد انبيا عليهم السلام روزي که وصي خود را نصب مي کردند امر مي کردند که آن روز را جشن بگيرند.


وقتي به سيره ائمه و پيامبر اکرم مراجعه مي شود در مي يابيم که پيامبر و امير مؤمنان و ساير ائمه با روز غدير به عنوان يک عيد برخورد کرده و مسلمانان را به تبريک و تهنيت گفتن به هم دعوت کرده اند. امام حسن عليه السلام روز عيد غدير در کوفه مهماني بزرگي برپا مي داشتند.


امام علي با فرزندان و گروهي از پيروانش بعد از نماز براي شرکت در مجلس به منزل امام حسن عليه السلام مي رفتند .و پس از اتمام مهماني امام حسن عليه السلام هدايايي به مردم اعطا مي فرمود .لذا اين حرکت امام حسن عليه السلام موجب شد مردم به روز عيد غدير عادت کنند.


ادامه مطلب...

نوشته شده توسط : بچه هاي هيئت

نظرات ديگران [ نظر]


+ عيد قدير

جمعه 7 دي 1386 ساعت 6:38 صبح

اندازه واقعي



 


 


نوشته شده توسط : بچه هاي هيئت

نظرات ديگران [ نظر]


+ ميلاد امام هادي مبارک

چهارشنبه 5 دي 1386 ساعت 12:0 صبح
نام : علي

لقب : هادي نقي

کنيه : ابوالحسن


نام پدر :محمد


نام مادر: سمانه مغربيه


تاريخ ولادت : 15 ذي الحجه يال 212 هجري


محل ولادت : مدينه طيبه


مدت امامت : 33 سال


مدت عمر :42 سال


تاريخ شهادت : 3 ماه رجب سال 254 هجري


علت شهادت: طعام زهر آلود


نام قاتل : متوکل عباسي


محل دفن : سامراء


تعداد فرزندان : 4 پسر و1 دختر


ميلاد فرخنده :


 



سحرگاه روز 15 ذي الحجه هنگامي که خورشيد اشعه تابناک خود را بر روي زمين مي گسترد مولود مسعود خاندان رسالت حضرت امام علي النقي (ع) ديده بر جهان بازگشود نوزادي که باعث سربلندي وافتخار اسلام گرديد وعمر خود را در راه اعتلاي تعاليم ارزنده اسلام مصروف داشت ودر پيشبرد هدفهاي الهي از هيچ نو کوشش وفعاليت ومجاهده مضايقه ننمود .


او در تيره ترين دوران اختلافات خلفاي عباسي همانند پدر بزرگوارش به توسعه وگسترش آئين اسلام پرداخت واصالت تعاليم اسلامي را از گزند حوادث وآفات محفوظ داشت .


او از همان دوران نوجواني از آن هنگامي که در مکتب پدر بزرگوارش درس علم ومعرفت مي اموخت به راهنمائي وارشاد مردم مي پرداخت ودر مکتب عالي دانش وفضيلت خود ، گروههائي از علاقه مندان وارادت ورزان خاندان نبوت را مي پروراند .


او در عصر خود در دانش وفضيلت وشرف انساني ، مجاهدتهاي اسلامي نظير وهمتا نداشت وعلاقمندان همچون پروانه گرد شمع وجودش مي گشتند واز خرمن علم ودانش وفضيلت او بهره ها مي بردند .


سال ولادت :


دهمين ثمره باغ ولايت ودوازدهمين نهال خعصمت وطهارت ونخستين فرزند برومند پيشواي نهم در سال 212 هجري در يکي از محلات مدينه شهر نوراني پيامبر بزرگوار اسلام در محلي که موسوم به « صريا» بود ديده بر جهان گشود وبه زيباترين نامي مه در خاندان رسالت سابقه ديرين وخوش خاطره اي داشت موسوم گرديد ؛ پدر ارجمندش براي وي نام « علي » را برگزيد .


او که همانند جد بزرگوارش مأ موريت دفاع از اسلام واحياي حقوق مسلمانان را از جانب پروردگار عالم بعهده داشت همان کنيه ي جدش را بر خويشتن انتخاب کرد وبه ابوالحسن موسوم گرديد .


لقب ابن رضا درخشان ترين عنوان وشهرت او وديگر پيشوايان معصوم بعدي بود که آنروزها همچون ستاره درخشان در ميان دهها القاب ديگر بر تارک وي مي درخشيد . از ديگر القاب آن حضرت مي توان هادي ، ناصح ، عالم ، فقيه ، امين ، عسگري ، دليل ، فاتح ، نقي و مرتضي را نام برد چنانچه امروز بيشتر دوستداران وشيعيان او را با لقب مشهور « هادي » ميشناسند .


آن حضرت تحت تربيتهاي الهي ومعنوي پدر ، هفت سال واندي زندگي کرد وبعد از وفات پدر درخشان ترين وشامخ ترين چهره ي اسلام بود که مشکلات فقهي وعلمي جهان اسلام را با دانش وبينش خود حل وفصل مي نمود .


مادر :


مادر عزيز ومهربانش ، بانوي با فضيلت وتقوي ودانشمدندي يود در نهايت فداکاري ودلسوزي که يکي از بانوان صالح ودرستکار شايسته ي روزگار خود محسوب مي گشت بحدي که خود امام 0ع) درباره ي او چنين ميفرمايد :


« مادرم عارف وآشنا به مقام امامت وولايت بود . او با عنايت ولطف پروردگار اهل رحمت وبهشت است . هرگز فريب شيطان ومکر و کيد تجاوزکار وستکگر را بخود نديد واز نظر رتبه ومقام کمتر از مادر انبياء ومردان شايسته ي الهي نبود ...» .


نام گرامي وي « سمانه » معروف به سيده وصاحب کنيه « ام الفضل مقربيه » از شاهزادگان رومي بود که به اسارت لشکر مسلمانان در آمده بود وبه عنوان « ام ولد » آزاد گرديد وافتخارهمسري امام را پيدا نمود او يکي از آشنايان حقيقي به مقام ولايت کبري واز مدافعين سرسخت زعامت وخلافت الهي بود .


تعيين امامت آن حضرت :


پيشواي نهم جز علي وموسي فرزند ديگري نداشت واز آنجا که ميان علي وموسي در دانش وتقوي وپرهيزکاري وفضايل معنوي از وجود تا عدم واز زمين تا آسمان فاصله وجود داشت براي هيچ انساني اين شبهه پديد نمي آمد که او پيشوائي رقيب امام هادي (ع) گردد بخصوص که بارها حضرت هادي از طرف پدر عاليقدرش امام جواد (ع9 تصريحاً به امامت تعيين گرديده بود .


در مرگ پدر :


هشت سال از عمر شريفش نگذشته بود که غبار يتيمي بر چهره اش نشست در سال 220 هجري در آخر ماه ذيقعده پدر بزرگوار وجوان خود را از دست داد ؛ پدري که نمونه بارز علم وتقوي وفضيلت وشجاعت مظهر مبارزه با ظلم وستم وپناه درماندگان وبيچارگان بود .


مدت عمر وزندگي اش از نظر زمان بسيار محدود بود چون فقط 25 سال در اين جهان زندگي کرد که هفت سال وچند ماه دوران پدر ئهفده سال بعدي از وي دوران امامت وپيشوايي او بود که دخترش ام فضل را به عقد ازدواج او درآورد سپس دوران حکومت معتصم را ديد که در اوايل حکومت او بود که امام جواد در بغداد به شهادت رسيد و در کنار قبر جد بزرگوارش امام موسي بن جعفر (ع) مدفون گرديد وامروز به نام کاظمين معروف ومشهور است .


سالهاي امامت :


سالهاي امامت آن حضرت مصادف بوده است با قسمتي از خلافت معتصم و تمام خلافت متوکل و منتصر و مستعين و در زمان خلافت المعتز بالله وفات يافتند


امام هادي (ع) در مدينه اقامت داشتند تا اينکه متوکل در سال 232 ق به خلافت رسيد. چنانکه در تواريخ مذکور است متوکل به حضرت امير (ع) و اهل بيت کينه شديدي داشت و کساني که دور و بر او بودند به بغض و عداوت با آل علي شهرت داشتند و از جمله آنها عبد الله بن محمد بن داود هاشمي معروف به «ابن اترجه» بود


متوکل از امام جهت مسافرت به بغداد دعوت نمود و يحيي بن هرثمه را مأمور اين کار کرد ، هرثمه آن حضرت را در سال 233 ق به سامرا برد


رفتار متوکل با امام به ظاهر محترمانه بود ولي پيوسته او را تحت نظر داشت و گاهي به حبس، توقيف و يا جستجوي منزل آن حضرت امر ميکرد .


آثار آن حضرت


1 ) رساله اي در رد اهل جبر و تفويض و اثبات عدالت و منزلت بين المنزلتين .


2 ) مجموعه پاسخهايي که به پرسشهاي يحيي بن اکثم قاضي القضات بغداد داده اند .


3 ) مجموعه اي از احکام دين که ابن شهر آشوب در مناقب از خيبري و حميري و از کتاب مکاتبات الرجال از عسکريين نقل کرده است .


زيارت در کلام امام هادي(ع)


زيارت انسانهاي وارسته,موجب بقا و استمرار حيات علمي و معنوي آنان مي گردد, آنچنان که در حديتي از پيامبر اکرم (ص)1 اتر زيارت امامان و پيامبران بعد از مرگ همسان اتر زيارت ايشان در حيات است و همان آتار و سازندگي را براي انسان دارد.


يکي از برترين زيارات ائمه (ع) که با فقرات بلندش به اوج وجود ائمه اطهار وبلنداي هستي آنان نظر دارد و زمينه معرفت و عرفان کاملتر انسان را فراهم مي سازد, زيارت جامعه کبيره است که امام علي النقي(ع) آن را به شاگرد خويش2 آموخته است که در فصاحت و بلاغت احسن و اکمل زيارات است.


اين منشور بلند,هر چند که در لباس شرح فضايل و کمالات انسانهاي کامل و خلفاي برجسته الهي بيان شده است, ليکن معارف عميق توحيدي آن اساس شرک را بر مي کند و وجود انسان را از حقيقت و نور ولايت و معرفت سيراب مي کند.


امام هادي (ع) در اين زيارت ائمه اطهار (ع) را با جلوه هاي گوناگون معرفي کرده تا زائر از دريچه هاي مختلف, ايشان را الگو و اسوه خويش قرار دهد و بر تعالي خود همت گمارد. زيارت جامعه در مقام امامت جايي خالي نمي گذارد تا ديگران آن را پر کنند.


ابتداي زيارت با بهترين تحيت و بزرگداشت, سلام, آغاز مي شود و در ادامه بالاترين معارف اعتقادي انبيا و ائمه (ع) را ,که هر کدام در عين سادگي نياز به تشريح و تبيين دارد, بر مي شمارد ; باشد که به تاسي از اين ذوات مقدسه وجودمان لبريز از ايمان شود:


السلام عليکم يا أهل بيت النبوة وموضع الرسالة ومختلف الملائکة ومهبط الوحي ومعدن الرحمة وخزان العلم ومنتهى الحلم وأصول الکرم وقادة الأمم وأولياء النعم وعناصر الأبرار ودعائم الأخيار وساسة العباد وأرکان البلاد وأبواب الإيمان وأمناء الرحمن وسلالة النبيين وصفوة المرسلين وعترة خيرة رب العالمين ورحمة الله وبرکاته السلام على أئمة الهدى ومصابيح الدجى وأعلام التقى وذوي النهى وأولي الحجى وکهف الورى وورثة الأنبياء والمثل الأعلى والدعوة الحسنى وحجج الله على أهل الدنيا والآخرة والأولى ورحمة الله وبرکاته….


www.tbzmed.ac.ir


نوشته شده توسط : بچه هاي هيئت

نظرات ديگران [ نظر]


+ تنها 6 روز تا اکمال دين

يکشنبه 2 دي 1386 ساعت 12:0 صبح

  تنها 6 روز تا اکمال دين


 


تاريخ : يکشنبه 2/10/1386


سه شنبه دوازدهم ذي الحجه سال دهم هجري قمري،21 اسفند


سال دهم هجري شمسي،دوازدهم مارس سال 632ميلادي



امروز آخرين روز توقف در منا است و آخرين مراحل حج در حجة الوداع به پايان خواهد رسيد.


پيامبر اسلام (ص) امروز يکي از تکاليف مهم خودرا در اين سفرـ که آموزش عملي اعمال و مناسک حج ابراهيمي به مسلمانان است ـ تمام و کمال به پايان مي رسانند و در هرمورد واجبات و مستحبّاب آن را براي مردم بيان مي فرمايند. بدين ترتيب اعمال حج به پايان خواهد رسيد.


پس از پايان مراسم حج، دستور الهي بر پيامبر (ص) چنين نازل مي شود:


«نبوّت تو به پايان رسيده و روزگارت کامل شده است؛ آثار علم و ميراث انبيا را به علي بن ابي طالب بسپار که اواولين مؤمن است.من زمين را- بدون عالِمي که اطاعت من و ولايتم با او شناخته شود وحجّت بعد از پيامبرم باشد-رهانخواهم کرد.»


يادگار انبيا،صُحُف آدم و نوح و ابراهيم عليهاالسلام، تورات و انجيل،عصاي موسي(ع)،انگشتر سليمان(ع) و ساير ميراث هاي ارجمندـ که فقط در دست حّجج الهي است و نزد انبياي پيشين و اوصياي ايشان دست به دست گشته و هم اکنون نيز خاتم انبيا(ص) حافظ آن است ـ اينک بايد به وصّي آن حضرت منتقل گردد.


پيامبر صلي الله عليه واله وسلم ،امير مؤمنان عليه السلام را فرا مي خواند و مجلسي خصوصي ترتيب مي دهد تا ودايع الهي را به آن حضرت بسپارد.


بدين سان به اعجاز نبوي، ميراث هزاران ساله انبيا عليها السلام به حضرت امير مؤمنان عليه السلام سپرده مي شود و اين امانت ها از مولاي متّقيان به امامان بعد انتقال مي يابد... و اينک در دست مبارک آخرين حجّت پرودگار حضرت بقية الله ارواحنا له الفدا است.


منبع: تبيان


نوشته شده توسط : بچه هاي هيئت

نظرات ديگران [ نظر]


+ عيد قربان مبارک

جمعه 30 آذر 1386 ساعت 12:0 صبح

اولين معنايي که از عيد به ذهن ميرسد، تغييراتي است که انسان از ظاهر خود و يا در طبيعت ميبيند . اين آرايش ظاهري همچون پوشيدن لباس نو و آمدن بهار طبيعت به يک معنا عيد ناميده شده است .



در روايتي از امير المومنين علي عليه السلام آمده است که : هر روزي که انسان در آن به زشتي آلوده نگردد آن روز عيد است چرا که زشتي مهمترين بستر ظهور نزاع ميان آدميان است وباعث برهم خوردن آرامش دروني و بيروني انسانها ميگردد و اين همان چيزي است که با عيد يعني آرامش و شادماني منافات دارد . از سوي ديگر حرکت انسانها به سوي علم و معرفت همواره با شادماني و نشاط توأم است خاصه آنکه وقتي انسان معناي جديدي کشف ميکند ، ابتهاج زائد الوصفي تمام وجود آدمي را در بر ميگيرد ، آن لحظه تازه عيد ناميده ميشود .
معناي ديگري که از عيد,عارفان به ما آموخته اند ، جان باختن و قرباني کردن جان خويش در پاي معشوق است . و نماد ظاهري آن ايام حج و عيد قربان است که حيواني را انسان به عنوان تحفه و هديه به طرف جايگاه معيني ميبرد تا براي کامل شدن عبادت قرباني کند . مولوي در اين معنا گفته است
:

خويش فربه مينماييم از پي قربان عيد کان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا ميکشد کشته شدن در پاي محبوب و قرباني کردن خود مهمترين تعريفي است که مولوي ازعيد به ما ميدهد


در تمامي اين تعريفها عيد براي انسان مطرح شده است ،يعني ما در شرايط ويژه اي احساس مبارکي و نو شوندگي داريم . اما به نظر ميرسد اين تازگي قبل از آنکه در رابطه با ما معني شود در باره توليد کننده اين شرايط يعني خداوند بايد معنا شود . چون خداوند « بديع السموات و الارض است » و خود را با عنوان «فتبارک الله احسن الخالقين» به ما معرفي نموده است . واز سوي ديگر اين مبارکي در تمامي ملک و ملکوت عالم جاري است ، لذا از اين خداي بزرگ و مبارک ميتوان هرلحظه طعم مبارکي را چشيد به همين دليل اگر عيدي است اولاً از آن خداست نه از آن آدميان ، و اين معنا با ساير تعاريف آمده در باب عيد يک فرق گوهري دارد که آن محوريت خداست .


www.irib.com


نوشته شده توسط : بچه هاي هيئت

نظرات ديگران [ نظر]


+ روز عرفه

پنجشنبه 29 آذر 1386 ساعت 12:0 صبح

دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا که ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است که با کلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشک عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي کند. اشک و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.


 



امروز روز نهم ذيحجه روز عرفه است، روزي که زائران سپيده دم صبح راهي عرفات شدند تا در جوي مملو از ايمان، خشوع و خضوع استغفار کرده و ارکان اصلي حج را به جا آورند.


زائران در روز نهم ذيحجه، روز عرفه، آداب و رسوم و مناسک ديني خود را به جا مي‌آورند و خود را براي ديگر اعمال اين ايام آماده مي‌کنند. روزي که صدها هزار زائر خانه خدا به عرفات رفته‌اند و در اين روز بزرگ به درگاه خداوند متعال تضرع مي‌کنند، روزي که آنها خواستار تقرب به درگاه احديت هستند. روزي که خواهان بخشش گناهان و تولدي دوباره‌اند. در اين روز خدا دينش را کامل کرده و نعمتش را تمام.


صحراي عرفات در 21 کيلومتري شمال مکه واقع شده و تپه کوچکي است که حدود 250 متر از سطح دريا بالاتر و کوهها آن را احاطه کرده اند.


در اين روز حجاج بيت الله الحرام استغفار مي کنند و پاک و عاري از هر گناه مي شوند، همچون کودکي که تازه زاده شده است. در اين روز صداي دعا و انابه بنده به درگاه احديت قطع نمي شود و استغاثه بنده از پروردگارش تا عرش مي رود.


زائران پس از اداي نماز ظهر و عصر در عرفات مانند سنت پيامبر اکرم (ص) رو به قبله ايستاده، تا زمان غروب خورشيد اين حالت را حفظ ، به دعا خواني خود ادامه مي دهند و به تفکر و تأمل در اعمال خود پرداخته و توبه و انابه سر مي دهند. آنها پس از وقوف در عرفات از طلوع خورشيد تا غروب، به سوي مزدلفه براي شب زنده داري رفته و در آنجا بيتوته مي کنند و به عبادت و راز و نياز مي پردازند. آنها نماز مغرب و عشا را در مزدلفه به جا مي آورند و تا صبح فردا (عيد قربان) شب زنده داري کرده و به دعا و مناجات مي پردازند.


زائران خانه خدا 10 ذيحجه بار ديگر به مني باز مي گردند تا قرباني کنند، رمي جمرات و مراسم عيد قربان را برگزار کنند تا حج آنها کامل شده و نام حاجي را بر خود نهند.


رمي جمرات را طي سه روز متوالي (ايام تشريق) انجام مي‌دهند. در نيمه‌هاي شب ضعيفان، زنان، پيران و بيماران آنگونه که پيامبر اکرم(ص) به اين گروه اجازه داده بود، رمي جمرات را به جا مي‌آورند و بقيه تا صبح فردا صبر کرده و دعا مي‌خوانند و به عبادت مي‌پردازند. سپس مناسک حج به پايان مي‌رسد و به منظور طواف افاضه و خارج شدن از احرام به مکه مي‌روند.


وجه تسميه آنرا چنين گفته اند که جبرائيل عليه السلام هنگامي که مناسک را به ابراهيم مي آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آري، لذا به اين نام خوانده شد. و نيز گفته اند سبب آن اين است که مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف ميکنند و بعضي آن را جهت تحمل صبر و رنجي ميدانند که براي رسيدن به آن بايد متحمل شد. چرا که يکي از معاني «عرف» صبر و شکيبايي و تحمل است. (1)











حضرت آدم (ع) در عرفات:


فَتَلَقي آدَمُ مِنْ رَبِّه کَلماتًُ فتابَ عَليهِ اِنَّه’ هو التَّوابُ الرّحيمْ


آدم از پروردگارش کلماتي دريافت داشت و با آن بسوي خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذيرفت، چه او توبه پذير مهربان است.


طبق روايت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنيا، چهل روز هر بامداد بر فرار کوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود، جبرئيل بر آدم فرود آمد و پرسيد:


ـ چرا گريه مي کني اي آدم؟


ـ چگونه مي توانم گريه نکنم در حاليکه خداوند مرا از جوارش بيرون رانده و در دنيا فرود آورده است.


ـ اي آدم به درگاه خدا توبه کن و بسوي او بازگرد.


ـ چگونه توبه کنم؟


جبرئيل در روز هشتم ذيحجه آدم را به مني برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئيل به صحراي عرفات رفت، جبرئيل بهنگام خروج از مکه، احرام بستن را به او ياد داد و به او لبيک گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسيد تلبيه را قطع کرد و به دستور جبرئيل غسل نمود و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و کلماتي را که از پروردگار دريافت کرده بود به وي تعليم داد، اين کلمات عبارت بودند از:




















خداوندا با ستايشت تو را تسبيح مي گويم


سُبحانَکَ اللهُمَ وَ بِحمدِک


جز تو خدايي نيست


لا الهَ الاّ اَنْتْ


کار بد کردم و بخود ظلم نمودم


عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسي


به گناه خود اعتراف مي کنم


وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبي اِغْفرلي


تو مرا ببخش که تو بخشنده مهرباني


اِنَّکَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحيمْ



آدم (ع) تا بهنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشک مي ريخت، وقتيکه آفتاب غروب کرد همراه جبرئيل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نيز با کلماتي به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت......


 



حضرت ابراهيم (ع) در عرفات


در صحراي عرفات، جبرئيل، پيک وحي الهي، مناسک حج را به حضرت ابراهيم (ع) نيز آموخت و حضرت ابراهيم (ع) در برابر او مي فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).


پيامبر اسلام (ص) در عرفات


و نيز دامنه کوه عرفات در زمان صدر اسلام کلاس صحرايي پيامبر اسلام (ص) بود و بنا به گفته مفسرين آخرين سوره قرآن در صحراي عرفات بر پيغمبر (ص) نازل شد و پيغمبر اين سوره را که از جامع ترين سوره هاي قرآن است و داراي ميثاق و پيمانهاي متعدد با ملل يهود، مسيحي و مسلمان و علماي آنها مي باشد، و قوانين و احکام کلي اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعليم فرمود.


ادامه مطلب...

نوشته شده توسط : بچه هاي هيئت

نظرات ديگران [ نظر]


+ عيد مبعث مبارک

شنبه 20 مرداد 1386 ساعت 12:42 عصر

ـ اي جامه بخود پيچيده ‍ـ برخيز و انذار کن  (آيات ١و ٢/ سوره مدثر)


 محمد به مرز چهل سالگي رسيده بود. تبلور آن رنج مايه ها در جان او باعث شده بود که اوقات بسياري را در بيرون مکه به تفکر و دعا بگذراند، تا شايد خداوند بشريت را از گرداب ابتلا برهاند او هر ساله سه ماه رجب و شعبان و رمضان را در غار حراء به عبادت مي گذرانيد.


ـ آن شب، شب بيست و هفتم رجب بود. محمد غرق درانديشه بود که ناگهان صدايي گيرا و گرم درغار پيچيد:


بخوان!


ـ محمد درهراسي و هم آلود به اطراف نگريست! صدا دوباره گفت:‌بخوان!


ـ اين بار محمد بابيم و ترديد گفت: من خواندن نمي دانم.


صدا پاسخ داد:


ـ بخوان به نام پروردگارت که بيافريد، آدمي را از لخته خوني آفريد، بخوان و پروردگار تو را ارجمندترين است، همو که با قلم آموخت، و به آدمي آنچه را که نمي دانست بياموخت.........


و او هر چه را که فرشته وحي خوانده بود باز خواند.


ـ هنگامي که از غار پايين مي آمد زير بار عظيم نبوت و خاتميت، به جذبه الوهي عشق بر خود مي لرزيد از اين رو وقتي به خانه رسيد به خديجه که از دير آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت:


ـ مرا بپوشان، احساس خستگي و سرما مي کنم!


 و چون خديجه علت را جويا شد گفت:


ـ آنچه امشب بر من گذشت بيش  از طاقت من بود،‌امشب من به پيامبري برگزيده شدم!


خديجه که از شادماني سر از پا نمي شناخت، در حالي که روپوشي پشمي و بلند بر قامت او مي پوشانيد گفت:


ـ من مدتها پيش در انتظار چنين روزي بودم مي دانستم که تو با ديگران بسيار فرق داري، اينک به پيشگاه خدا شهادت مي دهم که تو آخرين رسول خدايي و به تو ايمان  مي آورم........


ـ پس از آن علي که در خانه محمد بود با پيامبر بيعت کرد.


 ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد             


                دل رميده ما را انيس و مونس شد



نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت        


                  بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد



ببوي او دل بيمار عاشقان چو صبا      


                 فداي عارض نسرين و چشم نرگس شد



بصدر مصطبه ام مي نشاند اکنون دوست  


               گداي شهر نگه کن که مير مجلس شد



طربسراي محبت کنون شود معمور  


                     که طاق ابروي يار منش مهندس شد



لب از ترشح مي پاک کن براي خدا  


                     که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
 


کرشمه تو شرابي به عارفان پيمود        


                    که علم بي خبر افتاد و عقل بي حس شد
 


چو زر عزيز وجودست شعر من آري    


                        قبول دولتيان کيمياي اين مس شد
 


خيال آب خضر بست و جام کيخسرو      


               بجرعه نوشي سلطان ابوالفوارس شد
 


زراه ميکده ياران عنان بگردانيد        


                 چرا که حافظ از اين راه برفت و مفلس شد


 منبع:www.irib.com


نوشته شده توسط : بچه هاي هيئت

نظرات ديگران [ نظر]


+ ميلاد امام علي (ع)

شنبه 6 مرداد 1386 ساعت 1:49 عصر

              علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را     
          که به ما سوا فکندي همه سايه ي هما را   


        دل اگر خدا شناسي همه در رخ علي بين
       به علــي شناختم من به خدا قســم خدا را


 



فرخنده ميلاد کعبه زاد حماسه و مهرورزي، مولود کعبه،  مولي الموحدين حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام بر ييروانش خجسته باد


 


علي عليه السلام  و زيبائيها:


زيباترين ولادت: تنها کسي که در داخل خانه خدا بدنيا آمد، اوست.


زيباترين نام: بنا بر روايات متعدد، نام علي مشتق از نام خداست.


زيباترين معلم: علي تربيت شده دست پيامبر (ص) بود.


زيباترين سخنان: به تعبير بسياري از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کريم است.


 


تولد در خانه خدا


مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نيز که روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يک زن بود که به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي کرد، شرک و کفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي کرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان کند.



او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود که اين فرزند تولدي مبارک و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا...


فاطمه با خدا راز و نياز مي کرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد کرد، دردي که فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف مي کرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و آن سو مي کشاند. و درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد.


چه مي دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است.


فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد. و اين تقدير الهي بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد.


نامش را علي نهادند؛ و با علي، موجودي ديگر نيز موجوديت گرفت، موجودي عزيز، گرانبها و بس کمياب. همان چيزي که بايد راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهي شده بودند، جهان، "عدل" را نه مي فهميد و نه مي شناخت. ميلاد علي با تولدي ديگر همراه بود؛ تولد عدل...


 منبع:www.irib.com


نوشته شده توسط : بچه هاي هيئت

نظرات ديگران [ نظر]


   1   2      >