گفت: اسکله چه خبر؟ گفتم: "منتظر شماست که بروید شهید شوید." خندید،چند قدم جلو رفت،برگشت نگاهی کرد و دوباره رفت.... جسدش را که آوردند گریه ام گرفت. گفتم: "من شوخی کردم،تو چرا شهید شدی؟!"
گردآورنده : محمد جواد شیخی
چهارشنبه 2 دیماهخیابان معلم / کوی 10 / فرعی چهارم شروع مراسم ساعت ۱۹:۳۰