|
وقتی جنگ شروع شد به فکر افتاد برود جبهه. نه توی مجلس بند می شد نه وزارت خانه. رفت پیش امام. گفت "باید نامنظم با دشمن بجنگیم تا هم نیروها خودشان را آماده کنند، هم دشمن نتواند پیش بیاید." برگشت و همه را جمع کرد. گفت: "آماده شوید همین روزها راه می افتیم". پرسیدیم "امام؟" گفت "دعامان کردند."
[ پنج شنبه 91/9/30 ] [ 12:15 صبح ] [ ]
|
|